سفارش تبلیغ
صبا ویژن
نیکوترین خوى زنان زشت‏ترین خوى مردان است : به خود نازیدن و ترس ، و بخل ورزیدن . پس چون زن به خویش نازد ، رخصت ندهد که کسى بدو دست یازد ، و چون بخل آرد ، مال خود و مال شویش را نگاه دارد ، و چون ترسان بود ، از هر چه بدو روى آرد هراسان بود . [نهج البلاغه]

زیتون سرخ (گنجینه شعرهای غزه)

 
 
" حکام عرب "(سه شنبه 87 دی 24 ساعت 5:17 عصر )



وقتی دیدم طنابشان فرسوده ست
وَ مردیشان به ننگ ِ ترس آلوده ست
دانستم که لباس حکام عرب
دشداشه نبوده است؛‌ دامن بوده ست!



 
مدرسه ی سرخ(سه شنبه 87 دی 24 ساعت 3:9 عصر )

 

 

              در دفتر کهنه ،قصه ی خون، خواناست

               هرجا که نگاه می کنی نقش خداست

                دیوار فروریخته ی مدرسه را

                 بردار و ببین چند نظامی آنجاست؟!



 
نوبل!(دوشنبه 87 دی 23 ساعت 9:41 عصر )

 

 

بر نعش جوان، صدای کِل می آید

از دیده ی شهر خون دل می آید

گرگی که به کودکانمان رحم نکرد

با جایزه ی صلح نوبل می آید

 



 
سه رباعی جدید(جمعه 87 دی 20 ساعت 10:55 عصر )

عروسک های ناز و خوشگلم سوخت

ستاره سوخت... ماه کاملم سوخت

دلم در غزه بین کودکان بود

صدای انفجارآمد...دلم سوخت!

 

سنگین شده چشم های تر ،بیداریم

با داغ دل و خون جگر بیداریم

از برکت نسکافه ی اسرائیلی

شب با غم غزه تا سحر بیداریم

 

زن و نفت است دنیای عرب ها

فقط سفره ست رؤیای عرب ها

بیا تا ما به فکر غزه باشیم

برادر! گور بابای عرب ها!

 

 



 
حقوق بشر(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:45 عصر )

 

 

بیمارستان ، بیشه ی شیران نر است

مسجد هم از مناطق پرخطراست

در غزه تمام کودکان را بکشید

این معنی تازه ی حقوق بشر است

 



 
سلام بر مقاومت(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:40 عصر )

والشعرا یتبعهم الغاوون *الم تر انهم فی کل واد یهیمون و انهم یقولون مالاتفعلون الا الذین آمنو و عملو الصالحات وذکروالله کثیرا وانتصرو من بعد ماظلموا

از آغازین ساعات وقوع فاجعه ی انسانی درغزه بسیج شاعران برای دفاع از غزه آغاز شد و سروده های آنان به سراسر کشور ارسال می گردد.این وبلاگ برای قابل دسترس بودن این شعرها که اکثرا رباعی و مناسب برای پیامک هستند شروع به کار می کند.باپخش این پیامک ها ما را یاری نمایید.



 
در غزه(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:38 عصر )

به روی خاک افتاده عروسک

به دنبال سر خویش است کودک

میان غزه جشن خون به پا شد

مبارک باد بر حسنی مبارک

 

از اینها بدتری حسنی مبارک

مگر کور و کری حسنی مبارک

رفح را بستی و لب تشنه ماندیم

تو شمر دیگری حسنی مبارک

 

کوکاکولابه دست، گفتم هولوکاست

نسکافه به لب بردم و گفتم که عزاست

از پستی اولمرت سخن گفتم و او

خندید به من که گوشی تو نوکیاست!

جهان در متن کشتاری عجیب است

به لبها نغمه ی ام یجیب است

مسلمانان تماشاگر نباشید

یکی کاری کند غزه غریب است...

از هرطرفی راه ببینی مرگ است

هرسمت که مهره را بچینی مرگ است

اصرار به حمله ی زمینی داری؟

دستاورد جنگ زمینی مرگ است

 

در غزه هزار طفل غمگین تشنه است

صدلاله و صد هزار نسرین تشنه ست

برگرد و برای کودکان آب بیار

یاحضرت عباس!فلسطین تشنه ست

 

 



 
نیل در غزه(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:36 عصر )

چندیست غروب غزه غمگین شده است
گویی نفس ستاره سنگین شده است
این کرب و بلای عشق و آیین امروز
از خون گلوی خویش آذین شده است



آنگاه که غزه را در آتش دیدم
چون ابر بهار یکسره باریدم
آه از جگرم بلند شد وقتی که
آن کودک نصفه نیمه سر را دیدم

امشب که دوباره وقت پرواز شده

درهای بهشت روی تو باز شده

من بوی سحر شنیده ام ، بوی اذان

ای غزه بمان که صبح آغازشده

 

ای کاش که غزه آسمان آبی بود

شب هاش همیشه خوب و مهتابی بود

ای کاش به دست دشمن صهیون هم

مثل پسرم تفنگ قلابی بود

 

انگار که روزهای پایان شده است

چشمان زمین چقدر گریان شده است

غزه ، غزه ، غزه ، غزه ، غزه

این شهر اسیر دست شیطان شده است

 

امروز اگر چه جنگ دنیا با توست

احساس لب تشنه ی صحرا با توست

با این همه پایان غمت نزدیک است

ای غزه صبور باش فردا با توست

 



 
نیل در غزه(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:35 عصر )

سر می شکند که زخم رسوا بشود

غم محو حماسه های زیبا بشود

فرعون دوباره سر به طغیان زده است

باید در غزه نیل بر پا بشود

 

بی جرم و گناه کودکان را کشتند

در قلب  جهان فرشتگان را کشتند

ای آن که به فکر بشریت هستی

برخیز که نسل آسمان را کشتند

 

سلام. تشکرمی کنم از همه شاعرانی که  تاکنون در سرودن رباعی های غزه همت کرده اند بی آنکه نامی از آنها برده شود در رسالت خود می کوشند و از این پس هم سنگر دفاع ادبی را خالی نخواهندت گذاشت و سپاسگذارم از همه ی عزیزانی که در پخش این رباعی ها ما را یاری کرده و می کنند.

ما هنوز گرمیم

منتظر رباعی های بعدی باشید

 

 

 

 



 
رباعی(پنج شنبه 87 دی 19 ساعت 7:31 عصر )

برای حکام عرب:

 

چون جان به کفی به غزه عازم بودید

با هر هدفی به غزه عازم بودید

در زیر خرابه ها اگر گنجی بود

از هر طرفی به غزه عازم بودید!

 

هرچند هزار بار، از آن خواندی

از راه صلاح و دین و ایمان خواندی

ای قاری مصر! با برادر کشی ات

امروز تو از کدام قرآن خواندی؟!

 

اینها که به صوت قاریان دل بستند

از سجده کافرانه شان سر مستند

اهرام ثلاثه شان ز اسرائیل است

اضلاع مثلث یهودی هستند

 

هر قدر بگوییم در این باره کم است

از غزه هر آنچه می رسد موج غم است

هرگز غم همسایه ندارند اعراب

پیداست شعاع دیدشان تا شکم است!

 

ای کاش به شیعیان محبت کردن

از حرمله اعلام برائت کردن

امروز پس از زیارت عاشورا

زیباست به شمر غزه لعنت کردن

 

در نام حماس نام حزب الله است

در حرکتشان قیام حزب الله است

با عشق حسین(ع) جنگ تا پیروزی

این تازه ترین پیام حزب الله است

 

در هر گذری مزارها می بینند

 خون دل لاله زار ها می بینند

نعش زن و کودک است بر دوش نسیم

چیزی که خبرنگارها می بینند

 

ای غزه! تو را عشق رها خواهد کرد

خون، خاک تو را کرببلا خواهد کرد

دستی که حماس را حسینی کرده ست

آخر گره از کار تو وا خواهد کرد

 

در خون خود آرام بگیر ای غزه

عذر همگان را بپذیر ای غزه

جدی نگرفتند جراحاتت را

 دنیا همه خوابند بمیر ای غزه

 

 

 

 

اینجا همه از قضا نظامی هستند

در صحنه ی کربلا نظامی هستند

گفتند هدف غیر نظامی ها نیست

پس این زن و بچه ها نظامی هستند؟!

 

 امشب خبری جدید دارد غزه:

مسجد  مسجد شهید دارد غزه

از موشکتان نمی هراسد زیرا

تنها به خدا امید دارد غزه

 

ناقوس عزا، زنگ خطر: اسرائیل

تنها سبب رنچ بشر: اسرائیل

ای مشت گره خورده ی من! وقت شعار

صد بار بگو که مرگ بر اسرائیل

 

تا منتظر مهدی عالم گیریم

از گوشه ی چشمان تو خط می گیریم

ما گوش به فرمان تو هستیم آقا!

اصلا تو بگو بمیر، ما می میریم

 

تا چند خورند کودکان تو کتک

ای با لب تو زخم مرا حق نمک

فریاد مصیبتی بلند است ولی

سنگین شده است گوش انصاف فلک

 

دست تو به خون غزه رنگین شده است

از حنجر زیتون به تو نفرین شده است

اولمرت! به ابن سعد آخر چه رسید؟

«شهر ری» آن روز، «فلسطین» شده است

 

بر پهنه ی سجاده، سحر می گرییم

چندی است که با خون جگر می گرییم

از برکت ماجرای غزه است که ما

در هیأت تو قشنگ تر می گرییم

 

خون دیده و گفتیم که باران آمد

انگار دوباره فصل هذیان آمد

قطره قطره به خاک تشنه بارید

امسال بهار در زمستان آمد!

 

در غزه میان کشته ها می گرید

با خاطره ی کرب و بلا می گرید

هرچند شهید غزه در خون خندید

در خاک فلسطین آقا می گرید

 

امروز اگر خانه ی ما ایران است

بی مرزم و نام دیگرم طوفان است

چون آب زلال باش، هرجا تشنه است

جاری بشو... این رسالت باران است

 

هر سال محرم آتشین تر بشود

این زخم به خون تازه ای تر بشود

بایست که امسال در این عاشورا

یک ملت بی پناه بی سر بشود

 

امروز مثلثی در این خاک افتاد

بر صحنه ی درد غزه پژواک افتاد،

امروز درفش کاویان خواهد دید

با یمن حسین شیعه، ضحاک افتاد

 

هم فکر و خیال ندبه خوان در غزه است

هم شاه کریم جمکران درغزه است

او طاقت ظلم را ندارد، آری

بی شک دل صاحب الزمان در غزه است

 

با ناله و زمزمه به غزه برویم

با ساقی علقمه به غزه برویم

این ماه دگر محرم آخر ماست

با مهدی فاطمه به غزه برویم.



   1   2      >




بازدیدهای امروز: 1  بازدید

بازدیدهای دیروز:13  بازدید

مجموع بازدیدها: 17591  بازدید


» لینک دوستان من «
» اشتراک در خبرنامه «